تبلیغات
برای زندگیم... - من وهمسرم
فقط یک بار فرصت زندگی داریم...

گاهی احساس می کنم هر اتفاقی که میوفته مقصر خودمم! البته بین من و همسرم..

جالبه من نمی تونم احساستم رو نشون بدم اینو خوب می دونم اما دیروز بیشتر حس کردم.. من با همسرم قهرم! مثلا اما هردومون ثانیه شماری می کنیم کنار هم باشیم!

من ازش ناراحتم اما دیروز وقتی راجع بهش با دوستم حرف می زدم اینقدر ازش تعریف کردم حتی از بدی هاش و خیلی بهش حق دادم که دوستم چشاش گرد شده بود!

نمی دونم می تونن یک زن و مرد این قدر همو دوست داشته باشن؟!؟

این حرف خنده دار نیست..من تازه دوست پسر نگرفتم و یک دختر 18 ساله احساساتی هم نیستم اما  واقعا همسرم رو دوست دارم اونم خیلی اینجوره..شاید هر دم بیان نکنه اما هر  ثانیه با رفتارش نشون می ده...

و نمی دونم این خوبه یا بد؟

ما بهم وابسته نیستیم که مثلا اگه یکی بره سفر بمیریم یا حتی بدون هم نتونیم زندگی کنیم اما اینقدر می دونم که هیچوقت نمی تونیم کسی و اینقدر دوست داشته باشیم! نمی تونیم...حتی یگه زیباترین زندگی ها رو هم داشته باشیم..

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1389/10/27 توسط piano
درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس