تبلیغات
برای زندگیم... - زن آزاری
فقط یک بار فرصت زندگی داریم...

 خشونت در میان چهاردیواری خانه، حادترین و جرم آفرین ترین معضل اجتماعی جامعه ما

می باشد. این مسأله مهم به دلیل گستردگی دامنه از سوی جامعه، عادی تلقی شده و در ن

تیجه همچنان ادامه می یابد

 

خشونت از خشونت زاییده می شود. کودکی که شاهد کتک خوردن و آزار دیدن مادرش بوده

است، به احتمال زیاد این تجربه را در آینده به زوج خود منتقل خواهد کرد، زیرا خشونت جزئی از

زبان رفتاری او شده است. آمار نشان می دهد که 75 درصد از مردانی که چنین زمینه های

خانوادگی داشته اند، در شمار اعمال کنندگان خشونت قرار می گیرند. مردانی که همسران

خود را می زنند در عقیده، به شدت با خشونت علیه زن مخالفند به طوری که حتی برخی از

آنان با فرد دیگری که همسر خویش را کتک زده، درگیر شده است اما خودش نتوانسته خشم

خود را در مقابل همسرش کنترل کند. و جالب اینجاست که هیچ یک از آنها خود را شخص

خشنی نمی داند و همه تقصیرها را به گردن همسرش می اندازد.

 

روانشناسان می گویند که خشونت علیه اهل خانه، یکی از نقاط تاریک در تعریف نقش مرد در

بینش سنتی است که بر طبق این بینش مرد باید بر همسر خود سلطه و قدرت اعمال کند، در

حالی که خشونت نشانه تصویر ضعیف داشتن از خود است. مردان خشن و زورگو از زن و فرزند

خود برای جبران ضعف نفسانی خود سوء استفاده می کنند و زمانی که با مشکلات حاد مواجه

می شوند و یا حتی توسط رییس خود سرزنش و یا تحقیر می شوند، آن را به محیط خانه می کشانند.

 

روانکاوان معتقدند: ما به عنوان یک «مرد» بایستی این نکته را دریابیم که به عهده نگرفتن

مسؤولیت اعمال خود «نامردی» است و همچنین نادیده گرفتن یا به تمسخر گرفتن رنج یک زن که مورد خشونت واقع می شود نیز «نامردی» است.

اعمال خشونت درون هزاران خانواده نروژی امری روزمره است. شاید به همین دلیل مردان به آن بی توجه هستند. اما مردان نروژی باید با شجاعت، تمام اعمال خشونت آمیز تحت عنوان «مردانگی» را محکوم نموده و از آن فاصله بگیرند. برخی معتقدند که زنان، موجبات توسل مردان به خشونت را فراهم می آورند، در حالی که این مورد کاملاً رد شده است و ممکن است در مورد افراد الکلی صدق کند و بس. تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که اگر مردی یک بار دست به خشونت علیه همسرش بزند، دفعات بعد نیز این کار را خواهد کرد. گرچه ممکن است بین دفعات فاصله بیفتد. روحیه خشونت گرایی به خودی خود قابل رفع نیست و حتما برای درمان باید به متخصص مراجعه شود. البته باید از زدن برچسب «مریض روانی» به افراد خودداری کرد، زیرا این کار به جز ممانعت از مراجعه آنها به مراکز درمان نتیجه ای ندارد. و باید متوجه بود که مردان خشن، لزوما انسانهای بدی نیستند بلکه اغلب مشکل آنها این است که بر احساسات خود تسلط ندارند.

مؤسس سازمان «مهار خشونت» اظهار می دارد: «اگر پزشکان نروژی همان حساسیتی که در مورد فرضا مواد مخدر به عنوان یک خطر و تهدید بهداشتی به خرج می دهند، در مورد خشونت به عنوان یک تهدید جدی به خرج می دادند اوضاع خیلی بهتر از این می شد.» او به زنان سفارش می کند که اگر زنی از سوی همسرش احساس خطر می نماید، باید آن را جدی بگیرد و تقصیر را به گردن خود نیاندازد که باعث خشونت مرد شده است.

زنان کتک خورده باید منزل را ترک کنند، حتی اگر این کار برای آنها مشکل باشد و جامعه باید حرفهای آنها را باور داشته باشد، حتی اگر تعجب آور به نظر برسد. لذا زنان بایستی سکوت در مقابل رنج خود را بشکنند. خشونت، خزنده می آید و با تحریک کردن، طعنه زدن، غر و لند کردن، اهانت و تحقیر نمودن شروع می شود. در

اوایل جریان خشونت مرد تقاضای پوزش می کند و زن می پذیرد اما این تازه آغاز ماجراست ...




نوشته شده در تاریخ شنبه 1389/01/28 توسط piano
درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس